

نمايش «خيمهشببازي» يكي از نمايشهاي بيهمتاي عروسكي در ايرانزمين است كه متاسفانه امروزه نمايشهاي عروسكي غربي، چه نابجا، جاي آن را گرفته و اين هنر سنتي ملي در حال فراموشي است. چند سال قبل استاد «احمد خمسهاي»(1) به دار فاني شتافت و بخش عمده اين هنر با او زير خاك رفت و در حال حاضر استاد «اصغر احمدي»(2) تنها خيمهشببازي است كه چراغ غمرش سوسو ميزند و چراغ اين نمايش پررمز و راز كه به تعبيري «شببازي» ايران است، نيز در حال سوسوزدن است و اگر اين تنها روشنايي بيجان نيز خاموش گردد، خيمه اين نمايش سنتي در دل شب تاريك در هيچ كوي و برزني، در هيچ محفلي برپا نخواهد شد. آيا حيف نيست شبهاي اين ملك، فاقد شببازي باشد؟!!
درباره خيمهشببازي اطلاعات بسيار كمي در دست است. جز آنچه كه استاد «بهرام بيضائي» در كتاب «نمايش در ايران» آن هم سي سال قبل آورده مطلب قابل ملاحظهاي تا اين لحظه در اين باره گفته يا نوشته نشده است. آنچه در زير ميآيد خلاصهايست گزارشگونه، كه از مشاهده عيني اين نمايش تهيه شده، با اميد اين كه امكان احيأ و حفظ و گسترش اين هنر بينظير فراهم آيد و نسل آينده ايرانزمين «مبارك»(3) اين عروسك زيرك، باهوش، حاضر جواب و شيطان را فراموش نكند.
درباره تاريخ پيدايش خيمهشببازي طي اسناد و مداركي كه استاد بهرام بيضائي در كتاب «نمايش در ايران» آورده، قدمت اين نمايش را تقريباً قرن چهارم هجري ثبت ميكند و در همان منبع اشاره ميرود كه اين نوع نمايش به همراه نمايش «قرهگوز»(4) از تركستان به ايران و عثماني آمده است و برخي منشأ آن را از كشور چين ميدانند. بيترديد در طول قرون و اعصار اين بازي از ديگر بازيهاي عروسكي بيتاثير نبوده و آنچه امروزه ما شاهد آن هستيم، مخلوطي است از تمامي گونههاي نمايش عروسكي كه به مرور به دست عروسكبازان ايراني افتاده است.
خيمهشببازي در ايران هويت مشخصي دارد و به هيچ يك از انواع ديگر نمايشهاي عروسكي كه ميشناسيم شباهتي ندارد. خيمهشببازي نمايشي بيهمتاست كه در هيچ كشوري در جهان نظيرش وجود ندارد. شاخصههاي اين نمايش ايراني از نظر اجرايي، شخصيتهاي نمايشي، شيوه و تكنيك بازي عروسكها و شيوه و تكنيك نمايشنامهنويسي (نسخهنويسي) بيبديل و بيهمتاست.
در اين نمايش عروسكي، عروسكها و انسانها باهم نقشآفريني ميكنند. در خيمهشببازي تنها عروسكها نيستند كه قصه را بازسازي ميكنند، بلكه مرشد و عروسكها حتي گاهي نوازنده كمانچه باهم قصه را پيش ميبرند.
در خيمهشببازي مرشد برخلاف سنت معمول، قصهگو و نقال و روايتگر نيست. بلكه يكي از بازيگران است كه ميان او و عروسكها ارتباط عاطفي حتي عمل نمايشي برقرار ميگردد. آنها باهم مهربانند و گاه درگير ميشوند. قهر و آشتي، مهر و كين ميان آن دو جريان دارد و گاهي درگيري ميان انسان و عروسك خود در نمايش حادثهساز است. ارتباط ميان مرشد و عروسكها را از دو جنبه متفاوت ميتوان بررسي كرد. مرشد هم بزرگتر، و پدر است و عروسكها او را «باباجان» خطاب ميكنند و براي هر حركت و عملي از او اجازه ميگيرند و هم با او مثل يكي از شخصيتهاي قصه درگير ميشوند.
در خيمهشببازي هرگز بر معيارهاي انساني تكيهنميشود، بلكه همواره به تماشاچي خاطرنشان ميشود كه اين موجودات عروسك و ساختهي دست بشر هستند و عروسكها خود اكثراً باهم ارتباط چنداني برقرار نميكنند، حركات آنان معمولاً محدود و كم و بيش مشابه است و ارتباط ميان عروسكها از طريق مكالمه با مرشد انجام ميگيرد. جز «مبارك» كه گاه با عروسكهاي ديگر مستقيماً گفتگو ميكند.
عوامل اجرايي خيمهشببازي معمولاً از سه نفر تشكيل ميگردد. عروسكگردان كه در پشت خيمه جاي ميگيرد - كه ديده نميشود - عروسكها را به تنهايي هدايت ميكند و به جاي همه آنها حرف ميزند. دوم مرشد كه ضمناً نوازنده تنبك نيز هست و ضمن تنظيم حركات عروسكها با ضرب آهنگ تنبك با عروسكها مكالمات شيريني ايجاد كرده و گاهي ابيات مناسب حال شخصيتها و روند قصه ميخواند. سوم نوازنده كمانچه - گاهي سازي ديگر حتي ويولون - كه در واقع موسيقي متن زنده و مناسبي را چاشني بازي عروسكها ميكند و در جايي كه مرشد زورش به عروسكها مخصوصاً به «مبارك» نميرسد از او ميخواهد كه مداخله كرده و به كمك او بشتابد.
شيوه اجراي اين نمايش به اين صورت است كه چادر چهارگوش تقريباً به ارتفاع 150 سانتيمتر بر روي سكويي كه حدود 80 الي 90 سانتيمتر از سطح محل اصلي بلندتر است با فاصله 50 الي 60 سانتيمتر نصب ميگردد. عرض تقريبي سكو و چادر 150 الي 170 سانتيمتر است. فاصله كف سكو و لبه پايين چادر، ارتفاع صحنه و كف سكو، كف صحنهي خيمهشببازي را تشكيل ميدهد. در عمق به فاصله تقريبي 100 سانتيمتر از لبه سكو پارچهاي آويخته ميشود پردهمانند كه از بالاي آن عروسكگردان، عروسكها را روي صحنه هدايت ميكند. در دو سمت سكو و خيمه مرشد يا نوازنده ضرب - راست از ديدگاه تماشاچي - نوازنده كمانچه - چپ از ديدگاه تماشاچي - قرار ميگيرند. عروسكها به كمك نخهايي از جنس يال اسب كه تعداد آنها از سه الي شش نخ است به دستها و پاها و سر و پشت عروسك نصب ميگردد - عروسكها با حركات بيشتر 6 نخ، با حركات كمتر 3 يا 4 نخ دارند - و سر ديگر نخها در بالاي صحنه (پشت نماي خيمه) به وسيله چوبي صليبي شكل در دست عروسكگردان است.
در نمايش خيمهشببازي بارگاه سليمخان «مبارك» شخصيت محوري است. او غلام سياه زيرك، باهوش، شيطان و حاضرجوابي است كه با حركات شيرين و شوخيهاي بامزه باعث سرگرمي تماشاگران ميگردد و هم اوست كه در اين بازي ايجاد جاذبه ميكند و راه را براي بداههپردازي هموار ميسازد. حضور او باعث ميشود كه گردانندگان بازي بتوانند از موضوع و متن اصلي خارج شده و مسايل اجتماعي روز را در نمايش مطرح سازند و با اين كار در واقع نمايش هم براي كودكان و هم براي بزرگسالان قابل فهم و تامل است. جالب توجه است كه مبارك به عنوان «نقش اول» با تمام جذابيتها «نقش مثبت» نيست، چرا كه او در پايان طعمه ديو ميشود. در داستان «پهلوان كچل» تقريباً همين حال و هوا را پهلوان كچل داراست.
خيمهشببازي قصههاي مشخصي دارد و معمولاً پيرامون دو موضوع: «سلطان يا شاه سليم» و «پهلوان كچل» دور ميزند - خوشبختانه نسخههايي از متون مختلف نمايشهاي خيمهشببازي در دست است و اي كاش تا ديرنشده نسبت به جمعآوري و نگهداري آنها اقدام گردد - قصههاي مربوط به پهلوان كچل و سلطان سليم تقريباً از يك تم برخوردارند. همان طوري كه اشاره شد. مبارك و پهلوان كچل نقش اول اين روايتها را تشكيل ميدهند و شخصيتپردازي يا تيپسازي مشابهي دارند. صحنه عروسي پهلوان با سروناز و عروسي مبارك با طياره خانم عين هم پرداخته ميشوند. مجال آوردن اين نسخ در اين مقال نميگنجد. اميدوارم در فرصتي ديگر جهت مقايسه عيني علاقمندان اين دو نسخه را بتوانم ارائه دهم. در خاتمه اشاره ميرود بر اين كه برخي از صاحبنظران نمايشهاي خيمهشببازي را متاثر از نمايشهاي عروسكي چيني و هندي و به طور كلي مشرقزمين ميدانند. در اين رابطه قابل ذكر است كه خيمهشببازي برخلاف نمايشهاي عروسكي شرقي مطلقاً زمينه حماسي و مذهبي ندارند و در آن كمترين نشانهاي از توجه به ماورأالطبيعه به چشم نميخورد. در صورتي كه نمايشهاي عروسكي شرقي اغلب نمادي از ارواح و موجودات و نيروهاي وراي قدرت انسانند. در خيمهشببازي انسان و عروسك مساويند و به عنوان سرگرمي طرح گشته و تنها به مسايل شبه اخلاقي و اخلاق اجتماعي ميپردازند و اگر پافراتر نهند مسايل و مشكلات اجتماعي روز نيز در آن مطرح ميگردد.
|
پيام سنوسوكه تاكادا به مناسبت روز جهاني نمايش عروسكي
| ||||
سنوسوكه تاكادا هنرمند برجسته نمايش عروسكي ژاپن، در سال 1930 در شهر ليدا متولد شد و به طور مداوم در تئاترهاي عروسكي تلويزيوني، فيلمها و روي صحنه كار كرد. اوعضو كميته اجرايي يونيما، رئيس افتخاري يونيماي ژاپن، مدير موزه يادبود بينالمللي نمايش عروسكي تاكادا است. پيام وي به مناسبت 21 مارس(اول فروردين) روز جهاني نمايش عروسكي اعلام شده است كه ميخوانيد: دوست دارم به شهر ليدا فكر كنم، جايي كه سنتهاي قديمي را براي نسلهاي بعدي و به دوران مدرنيته انتقال داده بدين ترتيب به معروفيتي جهاني نيز دست يافته است. هنرهاي نمايشي جديد به ويژه از اروپا و آمريكا، ژاپن را در خود غوطهور ساخته و فرهنگ واحدي كه اين ملت جزيرهنشين در طي سالهاي طولاني آن را پرورش داده بود همچون يك قايق كوچك شناور در ميان يك طوفان عظيم قرار گرفته و سرانجام ناپديد شد. در همان هنگام يك گروه بزرگ خانوادگي هنرمند نمايش عروسكي با مهارتهاي استثنايي در جزيره آواجي رشد يافتند و در اقصي نقاط ژاپن به اجراي نمايش خود پرداختند. مالكان محلي، مكاني را براي زندگي به خيمه شب بازان داده و آنان نيز در عوض مهارتهايشان را به مردم آن منطقه آموزش داده و در واقع بنيان و اساس كلي نمايش عروسكي را ريختند كه تا به امروز زنده و پا بر جا باقي مانده است. در سالهاي اخير بسياري از شهرها و روستاهاي اطراف ليدا به داخل اين شهر قلعهاي منتهي گرديدهاند. نمايشهايي براي كمپاني كورودا و ايمادا، جايي كه آنها ميتوانند تحت هر شرايط جوي اجرا روند، با كمك مردم شهر و معماران فني ژاپني تكميل گرديده است. در شيوه اِدو اِ راكورودا صحنه جديدي تنها براي نمايشهاي عروسكي مختص گرديده است و اصليترين تماشاگران سنتي ميتوانند از فضاي باز آمفي تئاتر نمايشها را نگاه كنند. يكي از مشخصههاي بارز و برجسته، عروسكهاي كورودا موهايشان است چيزي كه قبل از هر اجراي تك نفره ظاهر ميشود. من شخصاً فكر ميكنم كه موهاي عروسكهاي كورودا در ميان همه عروسكهاي گوناگون سه عروسك اصلي كه شامل بونراكو و آواجي است زيباترين است و من هر بار كه آن را ميبينم شگفتزده ميگردم. من صادقانه اميدوارم هر چيزي كه ممكن است رخ دهد ولي اين موها براي هميشه حفظ گردد. 15 سال قبل من به شهر ليدا دعوت شدم جايي كه سينوسوكه تاكِدا نمايش عروسكي بينالملل و موزه عروسك در زاكوجي ساخته شده در مكاني كه توسط جنوب و مركز كوههاي آلپ احاطه شده و امروزه زيبايي طبيعت آن در ژاپن نادر ميباشد. حدود 40 سال قبل كودكي كه گمان ميكنم بايد دانش آموز يك مدرسه ابتدايي ميبود به من نشان داد بايد علاقهمند به پيگيري و تماشاي يك نمايش باشم، اين اتفاق در(Comedie-Francaise) پاريس رخ داد. اگرچه در طول اجرا من فقط به حركتها و رفتارهاي بازيگران ميخنديدم، اما آن كودك از من خواست كه از گفتوگوهاي بازيگران نيز لذت ببرم و من عميقاً از اين كار كودك كه از روي لطف و محبت بود، متأثر شدم. پيش از اين كه در انتظار بمانيم تا كودكانمان بزرگ شوند ما بايد آنان را در معرض مواجه با زيبايي و هنر قرار دهيم. ادامه همكاري من با موزه به اين اميد است كه يك روز پسران و دختران كوچك شبيه به اين در تمامي تئاترهاي عروسكي شهرهاي جهان حضور داشته باشند. | ||||
بهروز غریب پور در اولين نشست تخصصي تئاتر كودك و نوجوان عنوان كرد:
رفوزههاي تئاتر به تئاتر عروسكي و كودك رجوع ميكنند
بنفشه بديعي رئيس انجمن نمايشگران عروسكي خانه تئاتر شد

اولين جلسه هيات مديره جديد انجمن نمايشگران عروسكي در خانه تئاتر تشكيل و تركيب اعضاي هيات مديره اين انجمن مشخص شد .
در جلسه شوراي مركزي انجمن نمايشگران عروسكي ، "بنفشه بديعي" به عنوان رئيس اين انجمن انتخاب و "آزاده انصاري" نيز به سمت نايب رئيس انجمن منصوب شد .
همچنين "نازيلا نوري شاد" و "فريبا رئيسي" به ترتيب مسووليت روابط عمومي و امور مالي انجمن را پذيرفتند و "زهره بهروزي نيا" نيز به عنوان منشي انجمن نمايشگران عروسكي خانه تئاتر انتخاب شد .

![]()
سلام برحسین (ع)

آنچه در نوشته ها و تحقيقات به چشم مي خورد مشخص کننده اين موضوع است که عروسکها قدرت خود را در گذشته هاي دور در خدمت تبليغ و ترويج مذاهب مي گذاشتند و تمثيلي مادي بوده اند از صورت معناي خدايان و خدايان از اين طريق به پرستندگان خود صورت آشکار مي يافتند و مراسم مذهبي و تشريفات ، آنان را به تقديس و پرستش خود وا مي داشتند و اين به دور از واقعيت نيست ، چه اصولاً تئاتر بنا بر نيازهاي مادي و معنوي انساني پديدار شده است و با در نظر داشتن اين واقعيت که نمايش عروسکي نيز شکلي از تئاتر محسوب مي شود ، مي توان با تأکيد گفت که تئاتر عروسکي داراي بنياني مذهبي است .
به مناسبت اعلام سال جدید میلادی به نام "مولانا جلال الدین بلخی" از سوی سازمان جهانی یونسکو، رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در آلمان در صدد برگزاری یک سلسله جلسات سخنرانی برای فرهیختگان و علاقمندان به مولانا و مثنوی نامه است که در آن علوم و عرفان اسلامی با کلام زیبای ادبی به همراه اشعار پرنغز مولانا بیان می شود.
سخنران این جلسات دکتر همایون همتی، استاد دانشگاه تهران و رایزن فرهنگی کشورمان در آلمان است که در سلسله سخنرانی های خود تحت عنوان "در محضر مولانا" به شرح دیدگاههای عرفانی مولانا از منظر عرفا و متفکران بزرگ دوران قدیم و جدید این حوزه فرهنگی می پردازد.
این نشستها در روزهای جمعه، از ساعت 18 الی 20 بعد از ظهر در سالن اجتماعات رایزنی فرهنگی جهموری ایران در برلین برگزار می شود.
هیچ گذشته ای از جشنواره تئاترعروسکی در وزارت علوم وجود ندارد
|
اولين كنسرت عروسكي ايران در كيش اجرا ميشود
شنبه 16 دی 1385 ساعت 4:01:00 PM ت
| |||||
اولين كنسرت عروسكي ايران پس از اجراهاي متوالي در خانه كودك پارك ساعي از طريق سازمان تفريحي سياحتي كيش به مدت سه شب در جزيره كيش اجرا ميشود. مريم سعادت كارگردان اولين كنسرت عروسكي ايران، با اعلام اين خبر در گفتوگو با سايت ايران تئاتر گفت:«زمان و مكان اجراي اين كنسرت عروسكي هنوز قطعي نشده، ولي احتمالاً اين كار در ايام عيد غدير در كيش اجرا خواهد داشت.» وي در ادامه افزود:«اين كنسرت عروسكي در خانه كودك پارك ساعي با استقبال خوب مردم مواجه شد و متعاقباً به دعوت شركت گاز نيز به بندرعباس دعوت شد و سه شب در تالار شركت گاز بندرعباس اجرا شد. اكنون نيز طي صحبتهايي كه با مسؤولان فرهنگسراي هنر انجام داديم، احتمالاً طي سال جاري اين كنسرت عروسكي در اين فرهنگسرا اجرا خواهد شد.» سعادت با اشاره به اين كه اين كنسرت عروسكي با استفاده از ترانههاي پاپ، مخصوص كودكان اجرا ميشود، گفت:«تمام شخصيتهاي اين كنسرت، حشرات گوناگون هستند و كار با استفاده از دانشجويان دانشكدههاي هنرهاي زيبا، سينما تئاتر، سوره، دانشگاه آزاد و دانشگاه جامع علمي كاربردي اجرا ميشود.» وي در پايان گفت:«اشعار مورد استفاده در اين كنسرت، توسط امير سلطان احمدي سروده شده و آهنگسازي آن را كيوان كيارس به عهده داشته است.» | |||||
| | |||||